|
نمی دونم چه مرگمه ... نمی دونم باز چرا هوایی شدم ... باز یاد تو افتادم ... روزگار خوبی بود... عشق ... ؟ عشق بود ؟ نبود ؟نمی تونم ... الان نمی تونم قضاوت کنم... اما دوستت داشتم ... یادمه ... یادمه که دوستت داشتم ... من الان 24 سالمه و تو ... ؟ نمی دونم ... یادمه که هر روز تو رو مرور می کردم ... هر روز تو رو ورق می زدم ... هر روز تورو تو آینه می دیدم ... هر روز دنبال بهانه بودم که بیام دیدنت ... یادته ؟ روزگاری باهم فامیل بودیم ... زمانی عاشقت شدم ... اما الان ... هم رو نمی شناسیم ... اوه ... چه روزگاری ...
|